1 سال و 1 ماهگی
سلام شیرین مامان
امروز 3 شنبه 25 اسفندماهه و شما 1 سال و 1 ماهته.
پسر کوچولوی من این روزا خیلی شیطون شده
راه رفتنت خیلیی بهتر شده و میتونی مسافت طولانی تری رو راه بری
دس دسی میکنی
بای بای میکنی
بابا
به به
آب
کاغ=داغ
ماما رو میگی
سینه هم میزنی
همینکه صدای آهنگ میشنوی شروع میکنی به قر دادن و همزمان دست و سینه زدن
از روی تخت میای پایین و میری سر میز آینه و لوازم آرایش منو برمیداری
تل سرمو برداشتی و شکستی
با آنتن تلوزیونم همش درگیری و میری میکشی از تلوزیون .سرتم میگیری پایین و از فاصله بین میز و تلوزیون ما رو نگاه میکنی و میخندی
بابا بزرگ و مامانی رفته بودن مسافرت و روز شنبه خاله ها اومدن خونه ما
انقدر با امیر حسین و امیر محمد و سیده زهرا بازی کردی و جیغ زدی و خندیدی که همه رو به خنده انداخته بودی
وقتیم مهمونا رفتن از شدت خستگی بلافاصله خوابیدی
این روزا درگیر خونه تکونی هستیم و احتمالا این آخرین پست من توی سال 94 باشه
سال 94 با حضور پسر خوشگلم بهترین سال عمرم بود
انشاا... سال 95 چندین برابر امسال خوب باشه
انشاا... سال 95 برای همهه مردم دنیا سال خوبی باشه و هر کس هر جای دنیا هست هر آرزویی داره برآورده بشه
الهی آمین



1 سال و 1 ماهگی
